|
|
نوشته شده در جمعه 17 شهريور 1391
بازدید : 608
نویسنده : اصغر بویه
|
|
وقتی یاد تو می افتم
چشام از گریه می باره
باز امشب قاب عکست
منو آروم نمیزاره
اینجا آسمون سیاهِ
حتی ابرهای بهاری
با نگاه های غریبت
باز منو گریه می آری
تو که شبهامو ندیدی
من با عشقت خواب نداشتم واسه سکوت چشمات
جز سکوت جواب نداشتم
بازم امشب واسه تو
من یه شعر تازه گفت م
تو که نیستی تا ببینی
بی تو من چه ها شنفتم
کی میگه قول وقرارت
یه فریبه یه دروغه
میدونم میای دوباره
ماه من چه بی فروغه
*دوستت دارم* عشق من
:: موضوعات مرتبط:
حرفاي عاشقونه ,
,
:: برچسبها:
حرفاي عاشقونه ,
دل نوشته ,
نوشته شده در پنج شنبه 16 شهريور 1391
بازدید : 753
نویسنده : اصغر بویه
|
|
منبع:وب مريم
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم.
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم ...
چون دنيا يه روز تموم ميشه ...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم.
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم.. .
:: موضوعات مرتبط:
حرفاي عاشقونه ,
,
:: برچسبها:
تنهايي ,
حرفاي عاشقونه ,
دل نوشته ,
عشق ,
نوشته شده در پنج شنبه 16 شهريور 1391
بازدید : 760
نویسنده : اصغر بویه
|
|
منبع:وب مريم
خدايا، تو را مي خوانيم
وقتي قلبهايمان كوچكتر از غصههايمان ميشود
وقتي نميتوانيم اشكهايمان را پشت پلكهايمان مخفي كنيم
و بغضهايمان پشت سرهم ميشكند
وقتي احساس ميكنيم
بدبختيها بيشتر از سهمماناست
و رنجها بيشتر از صبرمان؛
وقتي اميدها ته ميكشد
و انتظارها به سر نميرسد
وقتي طاقتمان تمام ميشود
و تحملمان هيچ ...
آن وقت است كه مطمئنيم به تو احتياج داريم
و مطمئنيم كه تو
فقط تويي كه كمكمان ميكني ...
آن وقت است كه تو راصدا ميكنيم
و تو را ميخوانيم
آن وقت است كه تو راآه ميكشيم
تو را گريه ميكنيم
و تو را نفس ميكشيم
وقتي تو جواب ميدهي،
دانهدانه اشكهايمان را پاك ميكني
و يكي يكي غصهها را از دلمان برميداري
گره تكتك بغضهايمان را باز ميكني
و دل شكستهمان را بند ميزني
سنگيني ها را برميداري
و جايش سبكي ميگذاري و راحتي؛
بيشتر از تلاشمان خوشبختي ميدهي
و بيشتر از حجم لبهايمان، لبخند
خوابهايمان را تعبير ميكني
و دعاهايمان را مستجاب
آرزوهايمان را برآورده مي کني؛
قهرها را آشتي ميدهي
و سختها را آسان
تلخها را شيرين ميكني
و دردها را درمان
نااميدي ها، همه اميد ميشود
و سياهيها سفيد سفيد ...
خداوندا !
تنها تو را صدا ميکنيم
و فقط تو را مي خوانيم
:: موضوعات مرتبط:
تنهايي! ,
دل نوشته ,
,
:: برچسبها:
تنهايي ,
حرفاي عاشقونه ,
دل نوشته ,
نوشته شده در پنج شنبه 16 شهريور 1391
بازدید : 578
نویسنده : اصغر بویه
|
|
منبع:وب مريم
به نام بي نام او بيا تا شروع كنيم
در امتداد شب نشينيم و طلوع كنيم
مهم نيست چگونه و چطور وچند
به يك تلنگر ساده بيا تا رجوع كنيم
ببين كه خاك چگونه به سجده افتاده است
چرا غرور و تفاخر، بيا تا ركوع كنيم
:: موضوعات مرتبط:
حرفاي عاشقونه ,
,
:: برچسبها:
حرفاي عاشقونه ,
دل نوشته ,
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 27 صفحه بعد
|
|
|